يوز ايراني بر خلاف يوز آفريقايي كه در علفزارهاي باز و ساوانها زندگي ميكند، عمدتا در بخشهای تپه ماهوری وکوهستانی مناطق نيمه بياباني و بياباني کشور زيست می نمايد. در گذشته، اين جانور در اغلب دشتهای نيمه شرقی کشور يافت می شد، ولی با از بين رفتن آهوان دشتزی و تحت تعقيب گرفتن توسط موتورسيکلتهای قدرتمند در دشتهای باز، يوزها ناچار شدند رو به مناطق تپه ماهوری و کوهستانی که زيستگاه قوچ و ميش و کل وبز بوده و از امنيت بيشتری برخوردار است، آورند.
در آفريقا، يوزپلنگها در دشتها و علفزارهای وسيع و باز که به اصطلاح ساوان ناميده می شود زندگی می کنند و تا آنجا که می توانند از جنگلها و بيشه زارها دوری می گزينند. ساوان ها زيستگاه انواع آنتلوپها و غزالهای آفريقايی بوده که طعمه های موردعلاقه يوزهستند و غير از شيرها و کفتارها که گاهی اوقات يوزها را می کشند، عامل تهديد کننده مهم ديگری وجود ندارد. گذشته از آن گودال های آب در بيشتر اوقات سال آب دارند و يوزها مشکل زيادی برای تأمين آب مورد نياز ندارند.
زيستگاه يوز ايرانی در گذشته دشتها و استپهای نيمه شرقی کشور که آهو و جبير نيز در آنها زندگی می کردند و بخشهايی از دشتهای آهوخيز غرب کشور را شامل می شد. درواقع هر منطقه ای را که زيستگاه اين دو گونه آهو محسوب می شد، به شرط برخوردار بودن از امنيت نسبی می توان زيستگاه بالقوه يوز نيز دانست.
ولی با کاهش جمعيت آهو و جبير بعلت شکار بی رويه، تخريب زيستگاه ها و افزايش ناامني بواسطه حضور شکارچيان مجهز به خودروها و موتورسيکلتهای قدرتمند صحرايی، يوزها ناچار شدند از زيستگاه های دشتی باز و وسيع به زيستگاه هايی که دارای عوارض طبيعی بيشتری بودند کوچ نمايند. از اين رو آنها تپه ماهورها و نواحی کوهستانی که از اطراف توسط دشتهای باز احاطه شده اند را انتخاب کردند. چرا که در اين زيستگاه ها ديگر مجالی برای شکارچيان موتورسوار نبود که آنها را تعقيب کرده و بگيرند. از سوی ديگر، به رغم کاهش جمعيت طعمه موردعلاقه شان يعنی آهو و جبير ، جمعيتهای خوبی از قوچ و ميش و کل و بز در اين نوع زيستگاه ها زندگی می کردند. گذشته از آن اين نوع زيستگاه ها با داشتن منابع آبی بيشتر و علوفه مناسبتر در مقايسه با دشتهای خشک، سمداران را از انجام مهاجرتهای طولانی در طول سال بی نياز می کردند و لذا يوزپلنگ ها در تمام طول سال بدون نياز به طی مسافتهای طولانی به غذا دسترسی داشتند. 
همانطور که گفته شد زيستگاه های فعلی يوز بر خلاف تصور عامه و آنچه که در فيلمهای مستند ديده می شود، تپه ماهورها و مناطق کوهستانی است. در اين نوع زيستگاه ها، يوزها عمدتا در داخل دره ها و بستر خشک رودخانه هاي کويری که از داخل کوه شروع شده و به داخل دشت امتداد می يابد زندگی می کنند. يوزها آن بخشهايی را در کف دره ها و رودخانه ها برای راه رفتن ترجيح می دهند که از خاک نرمی پوشيده شده است. با اين حال اگر آنها مجبور شوند می توانند به راحتی در مناطق پوشيده از صخره و سنگلاخ هم زندگی کرده و شکار نمايند و حتی می توانند از صخره ها و کوه های مرتفع که صعود از آنها حتی برای انسان مشکل است، بالا رفته و قسمتهای مختلف قلمرو خود را برای بدست آوردن شکار، آب، پناهگاه و يا جفت در زمان جفت يابی زير پا بگذارند.
منابع آبی در اين نوع زيستگاه ها به عوامل مختلفی از قبيل بستر زمين، ميزان بارش ساليانه، دمای هوا، ارتفاع و موقعيت محل و غيره بستگی دارد. در ماه های بارندگی، جانوران با مشکل آب روبرو نيستند، آب باران در حفره های تخته سنگ ها جمع می شود و اصطلاحا سنگاب درست می کند. ولی با گرمتر شدن هوا، بسياری از سنگابها خشک شده و فقط تعدادی از چشمه های دائمی که از منابع زيرزمينی تغذيه می شود، باقی می مانند. اوج کمبود آب در ماه های گرم سال است که عموما در فاصله ماه های خرداد تا شهريور قرار دارد. خوشبختانه سازمان محيط زيست کشورمان آبشخورهايی را به صورت مصنوعی در بسياری از مناطق از جمله زيستگاه های يوزپلنگ ساخته است که در تمام ايام سال آب دارند و مورد استفاده حيات وحش قرار می گيرند.
پوشش گياهی اين زيستگاه ها عموما تُنُک بوده و در مناطق مختلف متفاوت است. مهمترين گونه های بوته ای زستگاه يوزپلنگ ايرانی عبارتند از کاروان کش، شور، اِفِدرا، قيچ، درمنه و گَوَن و از گونه های درختچه ای بايد از گز، تاغ، بَنه (پسته وحشی)، انجير و بادام وحشی نام برد. در فصل بهار زمين پوشيده از علف های سبز و تازه می شود و بوته ها و درختچه ها هم از اواخر زمستان شروع به گلدهی می کنند که همگی منابع غذايی خوبی را برای سمداران تأمين می کنند.
گونه های مختلفی از جانوران نيز در زيستگاه يوز زندگی می کنند. همانطور که پيش از اين توضيح آن رفت، قوچ و ميش و کل و بز از سُمداران اصلی اين زيستگاه ها هستند و در حاشيه اين مناطق که مابين کوه و دشت قرار دارد، می توان سمدارانی نظير آهو، جبير و گورخر را مشاهده نمود. از گوشتخواران بايد به پلنگ، گرگ، انواع گربه وحشی نظير کاراکال و گربه وحشی آسيايی، شغال و روباه اشاره کرد که گونه های بزرگ جثه تر را احتمالا می توان رقيب غذايی يوز در زيستگاهش دانست. کفتار نيز به تعداد بالا در زيستگاه های يوز وجود دارد. ساير پستانداران نظير تَشی، خرگوش و انواع جوندگان نيز ديگر همسايگان يوز در زيستگاهش هستند. از ميان پرندگان بايد از انواع پرندگان شکاری و همچنين پرندگانی مانند هوبره، کبک، تيهو و باقرقره نام برد. انواع خزندگان نظير مارمولکها، بزمجه ها و مارها نيز از ديگر ساکنان زيستگاه يوزپلنگ هستند.

[ ]
+ نوشته شده در ساعت13:43 توسط مریم.ا




